بایگانیِ دسته‌ی ‘روزمره’

دلیل غیبت

نوامبر 8, 2008

الان که به تاریخ نوشته قبلی ام نگاه می کنم می بینم که بیشتر از یک ماهه که چیزی ننوشتم ! خوب این یعنی کار هر مرد نیست خرمن کوفتن و وبلاگ نویسی مرتب هم اراده محکم میخواد هم وقت کافی برای جمع بندی افکارت. ولی نبودن من برای این همه مدت دلیل دیگه ایی داشت که با یک کم بد شانسی همراه بود.این یعنی فوت پدر بزرگم دقیقا چند روز بعد از اینکه یه مهمون عزیز (یعنی مامان) از ایران اومده بود پیش من!

1111

 این یعنی به هم ریختن همه برنامه ها و رفتن به ایران . تو ایرانم که من فقط به زورمی تونستم ایمیلمو چک کنم . ولی وبلاگ نویس های داخلی واقعا ای ول دارند! با اون وضعیت فیلترینگ و اینتر نت های ذغالی وبلاگ  نویسی حداقل از نظر من کاری بس سخت و طاقت فرساست و در نتیجه بسیار تحسین برانگیز.

برگردیم به پدر بزرگم. آ دمی که همه عمرش رو زحمت کشید و همیشه هم قانع بود.مثلا اگر یکبار جایی رو میدید (مثلا مشهد که بشدت مورد علاقه اش بود) دیگه حتی فکر رفتن دوباره به اونجارو هم نمیکرد چون به همون یکبار قانع بود. این به نظر من یعنی نهایت لذت بردن از زندگی.

همیشه فکر میکنم که ما الان خوشبخت تر از قدیمی ها هستیم چون اونا با کمبود امکانات رفاهی زندگی سختی رو گذروندندولی باز که فکر میکنم می بینم که اونا زندگی رو خیلی راحت تر از ما می گرفتند و خیلی قانع تر بودند. مثل ما برای کار بهترو خونه بهترو … اینقدر بدو بدو نمی کردند..بعدم زندگی با کمبود امکانات و در طبیعت هم لذت کمی نداره ! اثباتشم لذتی است که توی راهپیمایی کوهستانی و کمپینگ و … وجود دارد.

هر چندکه چند  وقت پیش یک مقاله ای می خوندم که نتایجش نشون میداد که احساس خوشبختی آدما تا یک درصد بسیار  کمی به وضعیت خانوادگی مالی جسمی موفقیت های تحصیلی یا کاری بستگی دارد و مهمترین عامل تعیین کننده در احساس خوشبختی شخصیت آدمهاست.

به هر حال شاد زندگی کردن و احساس خوشبختی کردن هنری است که همه ندارن ولی حداقل همه می تونند برای یاد گرفتن اون تلاش کنند .